تبلیغات
 قلب قرآن - روایاتى درباره ماجراى سوء قصد ابوجهل و یارانش به پیامبر (ص) در سوره یس
در تفسیر قمى در ذیل جمله (فهم مقمحون) فرموده: یعنى سرهایشان را بالا دارند.

و نیز در همان تفسیر در روایت ابى الجارود، از امام باقر (علیه السلام) آمده كه در ذیل جمله (و جعلنا من بین ایدیهم سدا و من خلفهم سدا فاغشیناهم فهم لا یبصرون ) فرموده: یعنى هدایت را نمى بینند، چون خدا گوش و چشم و دل و اعمالشان را از اینكه هدایت شوند گرفته است.

این آیه درباره ابوجهل بن هشام و چند تن از خاندان وى نازل شده، و جریان چنین بوده كه رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم) برخاست نماز بخواند، ابوجهل (لعنه اللّه علیه ) هم سوگند خورده بود هر وقت او را دید نماز مى خواند فرقش را بشكافد، پس ‍ ابوجهل آمد در حالى كه سنگى هم به دست داشت، و رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم) را دید كه مشغول نماز است، هر چه دست بلند كرد تا سنگ را به طرف آن جناب پرتاب كند، خدا دستش را در گردنش بخشكانید و نتوانست پایین بیاورد، و سنگ هم در دستش نمى چرخید، ناگزیر به طرف اصحاب خود برگشت، آن وقت سنگ از دستش بیفتاد.

بعد از او مردى دیگر برخاست كه او نیز از فامیلهاى ابوجهل بود، گفت من او را مى كشم، همین كه نزدیكش شد، گوش به قرائت او داد و دلش پر از رعب گشته برگشت و به یاران خود گفت: بین من و او چیزى به شكل (فحل شتر نر) فاصله شد، و با دنب خود به من اعلام خطر كرد، و من ترسیدم نزدیكش شوم.



طبقه بندی: روایات و احادیث،
برچسب ها: تفسیر المیزان، تفسیر قمی، ماجرای ابوجهل، آیه ۹ سوره یس،
تاریخ : چهارشنبه 25 آذر 1394 | 01:27 ب.ظ | نویسنده : مرضیه جعفری | نظرات

  • paper |